صبح بهاری

خاطرات و دل گویه ها

به نام خدا

یعنی الان بلاگفا تقریبا خوب شده و میشه پست جدید گذاشت ؟ ؟

این پست به جهت امتحان راه اندازی جدید بلاگفا ثبت می شود 

نوشته شده در سه شنبه ۲ تیر۱۳۹۴ساعت 8:39 توسط سهیل | |

                                                               به نام خدا
                                                                 اسفند
دراوستا اسپنتا آرمیتی , در پهلوی اسپندر, در فارسی سپندار مذ , سفندارمذ , اسفندارمذ , و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند , که صفت است به معنی پاک و مقدس , یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست , شاید و بجا. دوم متی از مصدر من به معنی اندیشیدن . بنابراین ارمتی به معنی فروتنی , بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است. در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند. سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وی موظف است که همواره زمین را خرم ,آباد , پاک و بارور نگه دارد ، هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است .بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می باشد
در تقویم هجری خورشیدی، دوازدهمین و آخرین ماه سال است. این ماه در سال‌های عادی ۲۹ روز و در سال‌های کبیسه ۳۰ روز دارد.
خیام در رساله‌ای موسوم به نوروزنامه که جزو رسایل منسوب به اوست، دربارهٔ این نام می‌نویسد:
"بدان جهت این ماه را اسفندارمذ نامیده‌اند که اسفند به زبان پهلوی به معنی میوه است، یعنی اندر این ماه، شکوفه‌های میوه‌ها و گیاهان به روییدن و آماده شدن برای رُستن آماده شوند و اندر این ماه، آفتاب، اندر برج حوت ،باشد."

پ ن : دیشب گواردیولا مربی توانمند بایرن مونیخ باز نشان داد که یک مربی کاربلد چگونه میتواند با بازی خوانی و تغییرات در تیم باعث موفقیت آن تیم شود. نیمه دوم گواردیولا سطح بسیاربالایی از مربیگری خودش را نشان داد. آنجا که یکی از بازیکنانش (فیلپ لامب) از حالت دفاع کنار به میانه میدان آورد و با دو تا پاس گل همین بازیکن توانست آرسنال را شکست بدهد

نوشته شده در پنجشنبه ۱ اسفند۱۳۹۲ساعت 11:19 توسط سهیل | |

                                                               به نام خدا
 
مخصوصا بهمن ماه سال 73 ، آغاز طرح کتان روغنی درزمین درب شمالی دانشکده ابوریحان ، و هزاران هزاران خاطره و رخدادی که برای چند دانشجوی جوان بوجود آمد و هرکدام را آبدیده و پخته نمود.
یاد و خاطرات آن روزها همچنان همراه ماست .

نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۲ساعت 13:38 توسط سهیل | |

                                                  خداحافظ ولاسکوبه نام خدا

خداحافظ ولاسکو

پیرمرد جاودانه والیبال ایران

شادیهایی که به ما تقدیم

نمودی هیچگاه از یادمان

نخواهد رفت

هرجا هستی موفق باشی

(البته بجز مقابل ایران)

نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲ساعت 13:36 توسط سهیل | |

                                                             به نام خدا

ايستاده ابرو باد و ماه و خورشيد و فلك از كار
زير اين برف شبانگاهي
بدتر از كژدم
مي گزد سرماي ديماهي
كرده موج بركه در يخ برف
دست و پاي خويشتن را گم
زير صد فرسنگ برف اما
در عبور است از زمستان
دانه گندم                                 
(شفيعي كدكني)

خداییش از این دانه گندمه خیلی خوشم میاد. یک جورایی باهاش همذات پنداری دارم و یک جورایی وقتی که توی این سوز و سرما تمام تنم به لرزه می افته  یاد این گندمه می افتم لبخندی می زنم.
 پ ن: چله بزرگه که هیچ کاری نکرد ولی این چله کوچیکه با ورودش حسابی خودش رو نشون داد . به قول گرامی مادر وقتی که چله کوچیکه می یاد میگه : هرچه نکرد چله بزرگ ، من بکنم چله کوچیک .

نوشته شده در دوشنبه ۱۴ بهمن۱۳۹۲ساعت 13:42 توسط سهیل | |


ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
 
نـسـیـم گـلـشـن جـان در مـشام ما افتد


پ ن : شدیدا سرماخورده ام ، هر وقت هم که شدیدا سرما بخورم عین . . . پاچه میگیرم و بداخلاق و بدخلقم .

نوشته شده در شنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۲ساعت 14:14 توسط سهیل | |

                                                          به نام خدا
اون موقع ها (مثلا سالهاي 60تا67) وقتي که ماه بهمن از راه مي رسيد يک حس و حال و يک شور و شوقي ديگه در جامعه به طور عموم و براي ما محصل هاي دوران راهنمايي و دبيرستان بوجود مي آيد . توي مسجد بچه انجمني ها به فکر راه  اندازي نمايشگاهي بودند در گوشه اي از شهر که اين نمايشگاه مخلوطي بود از کتاب و پوستر و عکس و نوار و . . . که در پياده رو بوسيله ميله هاي داربست و کشيدن چادرهاي برزنتي بر روي آن برپا مي شد.
 توي مدرسه ها هم گروهاي سرود و تاتر و تيم هاي مختلف ورزشي کم کم يارکشي مي کردند وعده اي هم براي تزئين کلاسها و راهروها  آماده مي شدند تا براي روزهاي دهه فجر برنامه هاي خودشان را اجرا کنند. تقريبا ميشه گفت با شروع دهه فجر کلاسها تقريبا تق و لق مي شد. حتي تلويزيون هم با همان دو تا کانالي که داشت برنامه هايش تغيير ميکرد. هر شب فيلم هاي سينمايي (که غالبا مربوط مي شد به ظلم و ستم دوران شاه) و يا ويژه برنامه هاي کودک  که شايد مهمترين يادگاري اش  همان چاق و لاغره  هستند و . . .
ولي امروزه روز بهمن ماه شده يک ماه عادي براي همه .
و مرور کوچکي از آن روزها فقط يادآوري خاطرات اون روزها بود و بس که آن روزها نيز جزء خاطرات ما هستند و خواهند بود.

نوشته شده در شنبه ۵ بهمن۱۳۹۲ساعت 10:32 توسط سهیل | |

Design By : Night Melody