صبح بهاری

خاطرات و دل گویه ها

دمي با بابا طاهر الهام گرفته از آلبوم "آستان جانان" استاد شجريان

عزيزون از غم و درد جدايي          بـه چـشـمـونـم نـمانده روشنايي
گـرفـتـارم بدام غربت و درد          نـه يـار و هـمـدمـي نـه آشـنائيي
             =========================
فــلــک کــي بــشـنـود آه و فـغـانـم          بــهــر گــردش زنــد آتــش بـجـانـم
يک عمري بگذرانم با غم و درد          بـــکــام دل نــگــردد آســمــانــم
             =========================
نـمـيـدانـم دلم ديوانۀ کيست     اسـيـر نـرگس مستانۀ کيست     
نـمـيـدونـم دل سـر گـشتۀ مو         کجا آواره و در خانۀ کيست
              =========================
نــصــيــب کــس مــبـو درد دل مـو          کــه بــسـيـاره غـم بـي‌حـاصـل مـو
کـسـي بـو از غم و دردم خبردار          که دارد مشکلي چون مشکل مو
              =========================
دلـي ديـرم کـه بهبودش نمي‌بو          سـخـنها ميکرم سودش نمي‌بو
بـبـادش ميدهم نش ميبرد باد          در آتش مي‌نهم دودش نمي‌بو
              =========================  
بـود درد مـو و درمـونـم از دوست          بـود وصـل مو و هجرونم از دوست
اگـر قـصـابـم از تـن واکـره پـوست          جدا هرگز نگردد جانم از دوست
               =========================

نوشته شده در شنبه ۳ بهمن۱۳۹۴ساعت 14:52 توسط سهیل | |

به نام خدا

پنجشنبه هست شاخه گلی بفرستیم برای تموم

آنهایی که در بین ما نیستند ولی دعاهاشون هنوز کارگشاست ،

یادشون همیشه با ماست و جاشون بین ما خالیه ،

دلمون خیلی وقتها هواشونو می کنه ،

اما دیدار شون میفته به قیامت ،

شاخه گلی به زیبایی یک فاتحه .....

نوشته شده در پنجشنبه ۱ بهمن۱۳۹۴ساعت 10:25 توسط سهیل | |

                                                     به نام خدا
این روزها دارم آلبوم های قدیمی تر شجریان را گوش میدهم . "پیام نسیم" و "آستان جانان" و "دل مجنون" و "پیام نسیم"  و . . .
سرمست می شوم از اشعار و تصنیفها و آهنگ هایش .  از فراز و نشیب هایی که در هر بیت می شنوم . از همراهی سازهایی که با شجریان هم نوا هستند . از ریتمهای آرام و شورانگیزی که همراه هر شعر است . از روحی که در هر شعر با ساز و آواز دمیده می شود. ازجانی که افزوده می شود در هر نفس . سرمست می شوم و مشعوف . از خود بیخود میشوم . واقعا چه حسی و چه لذتی بیشتر از اینکه به همراه ساز و آواز هر شعر به پرواز در آیی . من در آسمانهایم با صدای استاد و اشعار شاعران پرآوازه و چیره دستی اساتید موسیقی ایران . بس لذت بخش است . . . لذت بخش .

نوشته شده در شنبه ۲۶ دی۱۳۹۴ساعت 14:59 توسط سهیل | |

باز میشه این در

صبح میشه این شب

صبر داشته باش

نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ دی۱۳۹۴ساعت 10:18 توسط سهیل | |

به نام خدا
یک زمانی اینجا نزدیک یلدا که میشد یک طرحی اجرا میکردیم و الحق و الانصاف هم که با استقبال خیلی خوبی از دوستان همراه بود. اون زمانی که اینجا و وبلاگ "صبح است ساقیا . . . " رونقی داشت . از دوستان میخواستم که بعد از انجام یکی از رسوم معمول شب یلدا که همانا تفال به حافظ هستش ، زحمت بکشند و بیایند و تفال اشان را برای ما به اشتراک بگذارند. الان هم بعد از مدتی رکورد در این مورد از شما دوستان میخواهم که تفالی را که در شب یلدا برای خودتان و سایر نزدیکان گرفته شده است را بیایید و دو بیت اولش را اینجا برای ما هم بازگو کنید.
راستش نمیدونم اینجا چند نفر می آیند و می خوانند ولی از همه خوانندگان چه آنهایی که کامنت می گذارند و چه آنهایی که چراغ خاموش می آیند و می روند میخواهم که این خواسته ام را برآورده کنند.
پ ن : حالا که فکرش را میکنم می بینیم که واقعا اون سالها چه برو بیایی داشتیم و چه دوستان و وبلاگهایی همراهمان بودند که الان نیستند  برای همگی اشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم و برای شمایان هم .


شب یلدا

نوشته شده در یکشنبه ۲۹ آذر۱۳۹۴ساعت 11:6 توسط سهیل | |

بـه نــام خــــدا

مطلب زیر را در وبلاگ گروهی همساده ها ثبت کرده بودم ولی چون از متن اش خوشم اومده ، اینجا برای خودم هم گذاشته ام .


یُرِیدُونَ أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَارِ الآیة

آتشیان دو قسم اند: قسمى ایشان که هرگز از آتش بیرون نیایند، و درشدن ایشان بآتش تعذیب راست نه تطهیر را، و این آیت در شأن ایشان است. قسم دیگر آنست که در شدن ایشان بآتش تطهیر راست نه تعذیب را، و حال ایشان بر تفاوت است: قومى زودتر بیرون آیند، و قومى دیرتر، بر حسب حال، و بر اندازه کردار ،باز پسین کسى که بیرون آید، هٌنّاد  است، و قصه وى معروف، و فى ذلک ما

روى ان النبى (ص) قال : آخر من یخرج من النار رجل اسمه هنّاد، و هو ینادى من قعر جهنم یا حنان یا منان . گفت باز پسین کسى که از دوزخ بیرون آید، مردى بود نام وى هناد .  گویند پس از همه خلق به پنج هزار سال بیرون آید، و بروایتى به پانصد سال. حسن بصرى گفت کاشک من او بودمى در آن قعر دوزخ.
 هناد میگوید: یا حنان یا منان، معنى منان آنست که اى خداوند منت بسیار، ترا بر من منت فراوان است، و مهربانى تمام. عجبا کارا! مردى که چندین هزار سال در دوزخ است . گویى از نعمت مواصلات در آن درکات بجان او چه مى پیوست که این تسبیح میگفت: یا حنان یا منان.
. پس جمله امم که اهل سعادت باشند در سراى سعادت حلقه بندند، و انبیا و اولیا همه آرزوى دیدار کنند، و جمله ملائکه در نظاره، و میگویند: بار خدایا! کریما! مهربانا! وعده دیدار کى است؟
صد هزاران با نثار جان و دل در انتظار       و ان جمال اندر حجاب و وعده دیدار نیست.
و جلال لم یزل و لا یزال گوید: از امت محمد یک گدا در قعر حبس مالک مانده، تا وى نیاید رؤیت شرط نیست، تا آن گدا هنّاد نیاید دیدار ننمایم. حسن بصرى که گفت: کاشک من او بودمى، علما در آن مختلف اند که حسن چرا گفت؟ قومى گفتند که: هناد را بیرون آمدن یقین است، و حسن میگوید: آن من یقین نیست. قومى گفتند: حسن بصرى در نگرست، انبیا و اولیاء و صدیقان را دید، دست بر مائده عزّت دراز کرده، و در انتظار بداشته، و انتظار هنّاد میکنند، گفت: بارى بایستى که من او بودمى تا انتظار من کردندى.
پس فرمان آید از جناب جبروت که یا جبرئیل! رو در میان آتش، و هنّاد را بجوى. گفته اند که: جبرئیل چهل سال در میان آتش وى را میجوید، و نیابد. مالک گوید: کرا میجویى؟ گوید: هنّاد را. گوید: یا جبرئیل هو هاهنا کالحممة، او اینجایست همچون آلاس سیاه. بیا تا او را در آن زاویه با تو نمایم.
جبرئیل آید، و وى را بیند، سر بزانوى حسرت نهاده.
 اگر بدوزخ آتش چو عشق بودى تیز                       گرفته بودى آتش ز تف خویش گریز.
 جبرئیل یک دو بار گوید: یا هنّاد! جوابش ندهد، و با خود میگوید: اهل غرفه ها را گوئید که با حور و قصور ممتع باشید، که ما را در این زاویه اندوه با نام دوست خوش است. جبرئیل گوید: یا هنّاد سر از زانو برگیر، و از من بشنو که من پیک ملک ام. آخر سر برگیرد و سلام را علیک گوید. آن گه گوید: یا جبرئیل! دیدار نمودند؟ جبرئیل گوید: نه، هنوز دیدار ننمودند. گوید: رو بسلامت. و سر وا زانو نهد، گوید: ما را درین گوشه سراى اندوه با نام او خوش است، و همى گوید: یا حنان یا منان! و هر بار که از سر سوز خویش این کلمت گوید، آتش دویست ساله راه ازو بگریزد، و اللَه المنجى من عذاب الجحیم.
(کشف الاسرار و عُدة الابرار – ابوالفضل رشیدالدین میبدی) 


برچسب‌ها: هُنّاد, کشف الاسرار و عُدة الابرار, ابوالفضل رشیدالدین میبدی
نوشته شده در دوشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۴ساعت 10:16 توسط سهیل | |

به نام خدا

به رسم معمول هر ساله :

به قول گرامی مادر :

ماه ربیع الاوله

هر کی نخنده تنبله

نوشته شده در یکشنبه ۲۲ آذر۱۳۹۴ساعت 9:4 توسط سهیل | |

Design By : Night Melody